راز سرکه و شکر

              

راز سرکه و شکر

با گرته برداری از پیام مولانا و مفاهیم تئوری انتخاب (ویلیام گلاسر)

در ارتباطات انسانی 4 رابطه از اهمیت ویژه ای برخوردارند چون در آنها یک نفر بر این باور اشتباه است که با انجام برخی اعمال که به آن رفتار تخریب کننده گفته می شود می تواند دیگری را کنترل کرده رفتار او را تغییر دهد. (غافل ازین که تنها فردی که می توان رفتارش را کنترل کرد یا تغییر داد خودمان هستیم )این 4 رابطه مهم عبارتند از:

رابطه والد و فرزندی

رابطه زن و شوهری

رابطه معلم و شاگردی

رابطه رئس و مرئوسی

مولانا رفتار تخریب کننده دراین ارتباطات را به سرکه تشبیه کرده است مثلا در دیوان شمس می گوید :

سرکه می آشامی و گوئی شهد کو

دست تو در زهر و گوئی کو شکر (1)

و باز در مثنوی می گوید:

چونکه سرکه سرککی افزون کند

پس شکر را واجب افزونی بود (2)

پیام مولوی اینستکه برخی آدمیان در این ارتباطات سرکه می پاشند و می آشامند و با انجام این اعمال از یکدیگر دور می شوند و آنگاه  از این می نالند  که چرا ارتباطات سالم و درستی وجود ندارد و اینهمه افسردگی  و دمغی چرا و از خود می پرسند  :کو شکر ؟

اما منظور از سرکه، می تواند 7 رفتار تخریب کننده در تئوری انتخاب (ویلیام گلاسر) باشدکه عبارتند از :

تهدید کردن، انتقاد کردن ناسالم ، سرزنش کردن ، باج دادن و تطمیع کردن ، تنبیه کردن ، غر غر کردن و نق زدن، شکوه وشکایت کردن .

برای به آزمون کشیدن این پیام و نظریه کافی است به مدت معینی (حداقل ده روز ) اگر در این 4 رابطه مشکلی وجود دارد دست از هفت رفتار تخریب کننده فوق برداشته شود (نپاشدن و نیاشامیدن سرکه ) . بعد از سپری شدن مدت فوق با کمال تعجب ملاحظه خواهد شد که طرف مقابل با حیرت و کنجکاوی می پرسد : چه اتفاقی افتاده و تو چرا عوض شدی؟!  و آنوقت لازم  خواهد بود که هفت شکر (هفت رفتار پیوند دهنده) به این ارتباطات افزوده گردد که عبارتند از :

گوش کردن توام با توجه ، جو اعتماد ایجاد کردن در رابطه  ، تشویق کردن ، حمایت کردن ، اعتماد متقابل ، گفتگوی دائمی برای حل مشکلات موجود و آتی ، پذیرش نامشروط طرف مقابل و تفکیک رفتار وی از کل شخصیت اش .

راز سرکه و شکر به امتحان کردنش می ارزد !

1.دیوان شمس غزلیات شماره 1099

2. دفتر ششم بخش یک

 

عشق چیست و عاشق کیست

          

                                               

عشق چیست و عاشق کیست؟

مصاحبه با هلن فیشر مجله شپیگل، شماره ۹، فوریه ۲۰۰۵

منبع :اینترنت

مترجم : با تشکر از مترجمی که نامش را نمیدانم

نکته ۱: (Helen fisher) ، محقق و انسان شناس دانشگاه روتگر نیوجرسی، یکی از سرشناس ترین محققین موضوع عشق در سطح جهان است. از او کتابهای متعددی در این مورد به چاپ رسیده، از جمله "آناتومی عشق" ( ۱۹۹۲) و "جنس قوی" ( ۱۹۹۹) که به رل زنان در جامعه می پردازد. کتاب جدید او با عنوان "چرا عاشق می شویم" به موضوع عشق، شکست در عشق، و نقش هورمونها در این مورد می پردازد .

نکته۲ : خانم هلن فیشر یک محقق در حوزه عشق و عواطف انسانی است که از زاویه و نگاه آنتروپولوژی (مردم شناسانه) به این پدیده می نگرد.  تئوری وی با تئوری های دیگر ممکن است همخوانی داشته و یا شاید در تضاد باشد. مثلا جان گاتمن محقق بزرگ عرصه ازدواج گفته های هلن فیشر را اساسا نا معتبر می شناسد و از دیدگاه زیست شناسی رد می کند. و برخی دیگر آنها را تایید می کنند. زیبایی علم همین تحمل فرضیه های گوناگون و جستن، یافتن و آنگاه انتخاب کردن و به اختیار بر گزیدن است.

نکته ۳ : کتاب مهم دکتر هلن فیشر به نام " چرا عاشق می شویم " توسط ایدا ابونصر (انتشارات نوید شیراز) به فارسی ترجمه شده است.

متن مصاحبه:

مجله شپیگل: خانم فیشر، زنان و مردان با ازدواج ، به یکدیگر قول عشق تا هنگام مرگ می دهند. طبق گفته شما ولی معمولا بعد از ۴ سال این قول به جدایی می انجامد؟

فیشر: بله. من به مدارک جمع شده از ۵۸ کشور نگاه کرده ام، در آنها دیده می شود که نیمی از کسانی که از یکدیگر جدا می شوند، این کار را در طول ۴ سال اول دوران ازدواج خود انجام می دهند و بعد از آن به دنبال پارتنر جدید هستند .

شپیگل: این نیاز به عوض کردن پارتنر از کجاست؟

فیشر: در واقع باید سوال شما بر عکس باشد: » چرا ما اصولا به مدت طولانی با هم می مانیم؟ » ۹۷٪ از جانواران پستاندار چنین تیمهای دو نفری درست نمی کنند. چرا پس انسان؟ این مساله ساده که ما یکدیگر را به عنوان پارتنر پیدا کرده و به هم وفادار هستیم، یک حادثه شگفت انگیز است، و دلیلش این جاذبه غریبیست که آنرا عشق می نامیم.

شپیگل: شما در مورد پدیده عشق تحقیق می کنید، اینکار را چگونه انجام می دهید؟

فیشر: ما تعدادی از زنان و مردانی را که در آنها نشانه های عاشق بودن دیده می شود توسط دستگاه MRI معاینه کرده ایم، تا بفهمیم احساس عشق در کدام قسمت مغز جای دارد .

ادامه نوشته